تبلیغات
دانشگاه برتر و آینده ایران

.

.
جنبش دانشجویی دهه 70
نوشته شده توسط در ساعت 08:02 ب.ظ

1. فضای دانشجویی دهه 80 فضای پیوسته ای است. کم تر اتفاق منحصر به فردی، این نوار آرام ولایت را قطع کرده است. اگر از پشت دیوارهای دانشگاه صدایی هم برخاسته، درصداهای بلندتر خیابان های بیرون دانشگاه گم شده است. دهه 70، این دانشجویان بودند که گاهی بحث ها و تنش های سیاسی (و چه بسا امنیتی) عمده را رقم می زدند. دهه 80 ولی، چه دانشجویان افراطی و چه دانشجویان اصول گرا، به بیرون چشم دوختند. به تحولات در نیروها و دولت های اصول گرا، به بیرون چشم دوختند. به تحولات در نیروها و دولت های اصول گرا؛ به اتفاقات پس از انتخابات و ... . در دهه 70، چه بسا نیروهای سیاسی عمده کشور، خود را در نسبت با سوگیری های جنبش دانشجویی تعریف می کردند. در دهه 80ولی، این دانشجویان بودند که در سایه آمدو شدها و درگیری های سیاسی و حتی خیابانی جامعه، هویت خویش را از نو تعریف کردند.
2. طوفان های پیاپی که در دهه 70 از دانشگاه برخاست، زود برنشست ولی برای گروهی سرمایه زندگی شان شد.
همان گروهی که این روزها ریش پروفسوری، کت و شلوارهای مد روز و لفظ روشنفکرانه، دارد در اواخر دهه 80 ازنردبان تشکل های دانشجویی پایین آمد و از پله های هواپیما بالا رفت تا ساعاتی دیگر در واشنگتن، لندن، رم، یا پاریس به زمین بنشیند و از سرمایه ای که در تهران انباشته بود خرج کند.
3. تاریخ دانشجویی دهه 70، به این اعتبار، قطعه قطعه است؛ تیر 78، خرداد 82و... . تاریخی که قطعه قطعه است، خاطره انگیز است. در ذهن همه دانشجویان و جوانان دهه 70، از اتفاقات، اماکن با چهره های دانشجویی خاطراتی مانده است. ذکر خاطرات و نقل داستان های دهه 70 می تواند غش کنندگان راسیه روی کند. با همین خرده خاطرات است که می توان چهره واقعی مدعیان کنونی آزادی بیان، حقوق بشر با نضارب آرا را شناخت. همه از این دهه خاطره دارند، گروهی اسیر اساطیر این خاطرات اند، گروهی از آن نماها و تصاویر دست شسته اند و درس گرفته اند. گروهی اما معتقدند هنوز زمان آن فرانرسیده که بنشینیم و خاطرات را شفاف تعریف کنیم.

وبلاگ دانشگاه برتر و آینده ایران - Www.Higher-Uni.MihanBlog.Com

اتفاقا امروزه روز، زمان باز گفتن ناگفته هاست در هفته هایی که غرب برای انقلاب ملت ایران، عربده می کشد؛ همان گماش دانشجویان آزاد و آزاده دیروز و ینگه نشینان امروز، ذوق زده شده اند. بیانیه هایی صادر می کنند و افاضات می فرمایند که «اگر جننگ هم بشود به ایران حمله کنند، چه باک. » دست در چنین روزهایی است که باید نشان داد، این چهرها ، از آغاز هم برهمین سیاق روزگار سر می کردند تاریخ دانشجویی دهه 70 را می توان از منظر خاطرات بازگفت.
4. علی افشاری، دبیر سیاسی دفتر تحکیم وحدت در دهه 70 بود. اینک ولی در دم و دستگاه های به اصطلاح پژوهشی دولت آمریکا، مزدبگیر دولت آمریکاست. او از جمله فعالان فراری است که از جمله غرب به ایران استقبال کرده است. علی افشاری پس از حوادث سال 78 و غائله کنفرانس برلین، به زندان افتاد. همان زندان پردردسر، و برخی ژست ها و مواضع او، سبب شد گروهی باور کنند ه او، اگر که عقلانیت و اعتدالی ندارد، اما شجاعت و خلوص دارد. تو گویی او از بابت حرف های تند و تیزش است که به حبس و حصار دچار می شده است. علی افشاری از همان خاطراتی است که ذکرش واجب است. قطعه ای از جنبش دانشجویی دهه 70 که باید از نووارسی اش کرد. اگر چه بیرون رفتن او و دوستان اش از مسیر اعتدال، زیر پا گذاردن خطوط قرمز و هواهای باطل بلندش گذارش را به دادگاه؛ بازداشت و مجازات انداخت.


ادامه مطلب
مرتبط با : جنبش دانشجویی
دانشجو و دانشگاه اسلامی در كلام امام خمینی(رض) ( قسمت دوم )
نوشته شده توسط در ساعت 12:26 ب.ظ

ما می‏گوئیم كه جوان‏های ما اگر علم هم پیدا كردند تربیت ندارند، مربا به تربیت اسلامی نیستند.آنهائی كه تحصیل می‏كنند، برای این است كه یك ورقه‏ای به دست بیاورند و بروند، و سربار ملت بشوند.آنطور نیست كه به حسب احتیاجات ملت، به حسب احتیاجاتی كه كشور ما دارد دانشگاه به آن ترتیب رفتار كند و نگذارد این نسل‏های بزرگ و این جوان‏های بسیار عزیز به هدر بروند و قوای آنها به هدر برود قوای ما را به هدر بردند یا به خدمت خارجی‏ها وادار كردند .معلمین مدارس ما، معلمین اسلامی به حسب نوع نیست و تربیت در كنار تعلیم نبوده است و لهذا آن چیزی كه از دانشگاه‏های ما بیرون آمده است، یك انسان متعهد، یك شخصی كه برای مملكت خودش دلسوز باشد و تمام نظرش به این نباشد كه منافع خودش را به دست بیاورد، ما نداریم.ما كه می‏گوئیم باید بنیادا ـ باید ـ اینها تغییر بكند، می‏خواهیم بگوئیم كه دانشگاه‏های ما باید در احتیاجاتی كه ملت دارند در خدمت ملت‏باشند، نه در خدمت اجانب .ما معلمینی كه در مدارس ما، اساتیدی كه در دانشگاه‏های ما هستند بسیاری از آنها در خدمت غربند، جوان‏های ما را شستشوی مغزی می‏دهند. جوان‏های ما را تربیت فاسد می‏كنند.ما نمی‏خواهیم بگوئیم ما علوم جدیده را نمی‏خواهیم، ما نمی‏خواهیم بگوئیم كه علوم دو قسم است كه بعضی مناقشه می‏كنند عمدا یا از روی جهالت، ما می‏خواهیم بگوئیم دانشگاه‏های ما اخلاق اسلامی ندارند، دانشگاه ما تربیت اسلامی ندارد.اگر دانشگاه‏های ما تربیت اسلامی و اخلاق اسلامی داشت، میدان زد و خورد عقایدی كه مضر به حال این مملكت است نمی‏شد.اگر اخلاق اسلامی در این دانشگاه‏ها بود این زد و خوردهائی كه برای ما بسیار سنگین است، تحقق پیدا نمی‏كرد .اینها برای این است كه اسلام را نمی‏دانند و تربیت اسلامی ندارند.دانشگاه‏ها باید تغییر بنیانی كند و باید از نو ساخته بشود كه جوانان ما را تربیت كنند به تربیت‏های اسلامی، اگر چنانچه تحصیل علم می‏كنند.در كنار آن تربیت اسلامی باشد نه آنكه اینها را تربیت كنند به تربیت‏های غربی، نه آنكه یك دسته به طرف غرب بكشانند جوان‏های ما را و یك دسته به طرف شرق و یك دسته با اشخاصی كه با ما جنگ دارند و بالفعل اشخاصی كه ما را می‏خواهند در انحصار اقتصادی قرار بدهند یا برای ما ادعا می‏كنند كه ما شما را، حصار اقتصادی می‏كشیم دور شما، و دست و پا می‏كنند در این موارد، یك دسته از دانشگاهی‏های ما، از جوان‏های ما كمك به آنها نكنند.ما می‏خواهیم كه اگر چنانچه ملت ایران در مقابل غرب ایستاد جوان‏های دانشگاهی ما هم همه در مقابلش بایستند.ما می‏خواهیم كه اگر ملت ما در مقابل كمونیست ایستاد، تمام دانشگاهی‏های ما هم در مقابل كمونیست بایستند نه اینكه وقتی این جوان‏هائی كه به واسطه ساده لوحی خودشان، تربیت‏های باطل بعضی از معلمین را قبول كردند و حالا كه ما می‏خواهیم یك دانشگاه مستقل درست كنیم و تغییر بنیادی بدهیم كه مستقل بشود، وابسته به غرب نباشد، وابسته به كمونیسم نباشد، وابسته به ماركسیسم نباشد، اگر چنانچه ما بخواهیم اینطور كنیم، جبهه بندی می‏كنند همین دلیل بر این است كه ما دانشگاه اسلامی و دانشگاهی كه تربیت كرده باشد جوانان ما را نداشتیم و نداریم.همین شاهد است بر اینكه جوان‏های ما تربیت صحیح نشدند و از آن طرف دنبال تحصیل نیستند، تمام عمرشان را صرف شعار می‏كنند و صرف تبلیغ سوء باطل، طرفداری از آمریكا، طرفداری از شوروی.ما می‏خواهیم كه جوانان ما، جوانان مستقل باشند و خودشان را ببینند، احتیاجات خودشان را ببینند شرقی نباشند، غربی نباشند، اینهائی كه راه افتادند در خیابان‏ها یا در خود دانشگاه‏ها و درگیری ایجاد می‏كنند و زحمت برای دولت و ملت ایجاد می‏كنند، اینها اشخاصی هستند كه طرفدار غرب یا شرقند و به عقیده من طرفدار غربند، طرفدار آمریكا هستند.ما كه امروز با آمریكا در قبال هم ایستادیم.

در قبال این ابر قدرت ایستادیم و احتیاج به این داریم كه جوان‏های ما هم در قبال آنها بایستند، جوان‏های ما در مقابل خودشان می‏ایستند و برای آمریكا كار می‏كنند .ما می‏خواهیم دانشگاه‏ها را طوری كنیم كه جوان‏های ما برای خودشان و برای ملتشان كار كنند.این آقایانی كه اشكال می‏كنند در این معانی و كنار نشسته و اشكال می‏كنند، اینها گمان می‏كنند كه اعضای شورای انقلاب نمی‏فهمند به اینكه معنی اسلامی كردن این نیست كه ـ دو تا ـ در همه علوم دو قسم ما داریم، یك قسم هندسه اسلامی داریم، یك قسم هندسه غیر اسلامی اشكال می‏كنند، نمی‏دانند كه اعضای شورای ما كه بعضی از آنها دكتر هستند و بعضی از آنها مجتهد هستند، نمی‏فهمند اینها كه علوم اسلامی جائی دارد در مدارس قدیمه هست و اینجا جای علوم دیگر است؟ لكن باید دانشگاه اسلامی بشود تا علومی كه در دانشگاه تحصیل می‏شود در راه ملت و در راه تقویت ملت و با احتیاج ملت همراه باشد.ما می‏گوئیم كه برنامه‏هائی كه در دانشگاه‏ها هست، منتهی می‏كند جوانان ما را به اینكه طرف كمونیسم كشیده بشوند یا طرف غرب و نباید اینطور باشد.ما می‏گوئیم كه جوانان ما را این معلمینی كه یا اساتیدی كه در دانشگاه‏ها بودند بعضی از آنها كه هستند، نمی‏گذارند تحصیل حسابی بكنند، آنها را متوقف می‏كنند، مانع از پیشرفت آنها هست، در خدمت غرب هستند و می‏خواهند ما در همه چیز محتاج به غرب باشیم.

وبلاگ دانشگاه برتر و آینده ایران - Www.Higher-Uni.MihanBlog.Com

معنی اسلامی شدن دانشگاه این است كه استقلال پیدا كند و خودش را از غرب جدا كند و خودش را از وابستگی به شرق جدا كند و یك مملكت مستقل، یك دانشگاه مستقل، یك فرهنگ مستقل داشته باشیم.عزیزان من! ما از حصر اقتصادی نمی‏ترسیم، ما از دخالت نظامی نمی‏ترسیم آن چیزی كه ما را می‏ترساند وابستگی فرهنگی است.ما از دانشگاه استعماری می‏ترسیم، ما از دانشگاهی می‏ترسیم كه جوان‏های ما را آنطور تربیت كنند كه خدمت غرب بكنند، ما از دانشگاهی می‏ترسیم كه آنطور جوان‏های ما را تربیت كنند كه خدمت به كمونیسم كنند. (1)

اتفاقی نیست كه مراكز تربیت و تعلیم كشورها و از آن جمله كشور ایران از دبستان تا دانشگاه مورد تاخت و تاز استعمارگران خصوصا غربی‏ها و اخیرا آمریكا و شوروی قرار گرفت و زبان‏ها و قلم‏های غربزدگان و شرقزدگان آگاهانه یا ناآگاه و اساتید غربزده و شرقزده دانشگاه‏ها در طول مدت تأسیس دانشگاه‏ها و خصوصا دهه‏های اخیر این خدمت بزرگ را برای غرب و شرق انجام دادند، هر چند در بین ارباب قلم و زبان و اساتید، اشخاص متعهد و متوجهی بودند و هستند كه بر خلاف آن مسیر بودند و می‏باشند لكن مع الاسف در اقلیت چشمگیر بودند.

هجوم دانشجویان پس از طی كردن دوره‏های تحصیلی با آموزش‏های غربی و شرقی در دبیرستان‏ها و دانشگاه‏های ایران به سوی غرب و احیانا شرق كه ره آوردی جز فرهنگ غربی و شرقی نداشت، چنان فاجعه‏ای به بار آورد كه همه ابعاد جامعه ما را بی‏قید و شرط وابسته بلكه تسلیم به ابر قدرت‏ها كرد به طوری كه جامعه ما با ظاهری ایرانی ـ اسلامی محتوایی سرشار از غرب و شرقزدگی داشت و مع الاسف پس از گذشت سه سال از پیروزی انقلاب و مقاومت و ایستادگی جمهوری اسلامی در مقابل شرق و غرب و مكتب‏های‏انحرافی آنان و وفاداری این جمهوری به اسلام به عنوان نفی كننده جمیع وابستگی‏ها و انحرافات، باز گرفتار گروه‏ها و گروهك‏های وابسته به یكی از دو قطب و سر سپرده مكتب‏های انحرافی و وابسته به یكی از آنان می‏باشیم .و نیز مواجهیم با افرادی از این منحرفین كه در مراكز تربیت و تعلیم نفوذ كرده‏اند و با مجال دادن به آنان، خطر به انحراف كشیدن جوانان و نونهالان بسیار است كه خدای ناكرده با انحراف و وابسته شدن فرزندانمان به فرهنگ غرب یا شرق، تمام ابعاد جامعه یا وابسته و تسلیم غرب خواهد شد و یا شرق، و تمام كوشش‏ها و زحمات ملت و خون جوانان و عزیزان آنان به هدر خواهد رفت.

اكنون بر دانش آموزان و دانشجویان عزیز و اساتید و معلمان متعهد است كه با تمام توان و قدرت در شناسایی عوامل فساد كوشش كنند و محیط آموزش و پرورش را از لوث وجود آنان پاك نمایند و گمان نشود كه این نفوذ فقط برای انحراف دانشگاه‏هاست، كه منحرفین و منافقین برای نفوذ در دبیرستان‏ها بلكه دبستان‏ها اهمیت بیشتری قائلند تا جوانان را برای انحراف دانشگاه‏ها مهیا كنند، آنان می‏دانند اگر نوباوگان در مراكز آموزش تربیت صحیح شوند و حیله‏های استعمارگران را احساس و توطئه‏های همه جانبه آنان را لمس كنند، در دانشگاه برای عمال استعمار توفیق كمتری حاصل می‏شود و لهذا در دبستان‏ها و دبیرستان‏ها و قبل از ورود به دانشگاه‏ها در ساختن جهاز استعماری شرق و غرب برای ورود به دانشگاه اهمیت خاصی احساس می‏كنند.از این رو است كه باید دستگاه‏های آموزشی متعهد و دلسوز برای نجات كشور اهمیت ویژه‏ای در حفظ نو پایان و جوانان عزیزی كه استقلال و آزادی كشور در آینده منوط به تربیت صحیح آنان است قائل باشند و نیز از این رو است كه نقش معلمان و اساتید در تربیت و تهذیب دانش آموزان و دانشجویان به عنوان اساسی‏ترین و مؤثرترین نقش مطرح می‏گردد و همه دیدید كه گرایش آنان به شرق و غرب برای كشورمان چه فاجعه‏ها آفرید و دانشگاه‏ها را به صورت دژ محكمی برای خدمت به شرق و غرب در آورد و اكثریت‏قاطع غرب و شرقزدگان این مملكت را به عنوان فارغ التحصیلان تحویل جامعه داد.اكنون بر معلمان متعهد و مسؤول دبستانی و دبیرستانی است تا با كوشش خود جوانانی را تحویل دانشگاه‏ها دهند كه با آگاهی از انحرافات گذشته دانشگاه، بر فرهنگ غنی و مستقل اسلامی ایرانی تكیه كنند و بر اساتید متعهد است تا با باز شدن دانشگاه‏ها در صورت مشاهده انحراف و گرایش جوانان به یكی از دو قطب قدرت و مكر، آنان را به توطئه‏ها و شیطنت‏ها آگاه كنند و جوانانی متعهد نسبت به مصالح كشور و آگاه به اهداف اسلام تحویل جامعه دهند و مطمئن باشند كه با این خدمت، استقلال و آزادی كامل میهن عزیزشان تضمین خواهد شد. (2)

علما و روحانیون انشاء الله به همه ابعاد و جوانب مسؤولیت خود آشنا هستند ولی از باب تذكر و تأكید عرض می‏كنم امروز كه بسیاری از جوانان و اندیشمندان در فضای آزاد كشور اسلامی‏مان احساس می‏كنند كه می‏توانند اندیشه‏های خود را در موضوعات و مسایل مختلف اسلامی بیان دارند، با روی گشاده و آغوش باز حرف‏های آنان را بشنوند، و اگر بیراهه می‏روند با بیانی آكنده از محبت و دوستی راه راست اسلامی را نشان آنها دهید.و باید به این نكته توجه كنید كه نمی‏شود عواطف و احساسات معنوی و عرفانی آنان را نادیده گرفت و فورا انگ التقاط و انحراف بر نوشته‏هاشان زد و همه را یكباره به وادی تردید و شك انداخت.اینها كه امروز این گونه مسایل را عنوان می‏كنند، مسلما دلشان برای اسلام و هدایت مسلمانان می‏طپد و الا داعی ندارند كه خود را با طرح این مسایل به دردسر بیندازند.اینها معتقدند كه مواضع اسلام در موارد گوناگون همان گونه‏ای است كه خود فكر می‏كنند، به جای پرخاش و كنار زدن آنها با پدری و الفت با آنان برخورد كنید.اگر قبول هم نكردند مأیوس نشوید، در غیر این صورت خدای ناكرده به دام لیبرال‏ها و ملی گراها و یا چپ و منافقین می‏افتند و گناه این كمتر از التقاط نیست.وقتی ما می‏توانیم به آینده كشور و آینده سازان امیدوار شویم كه به آنان در مسایل گوناگون بهادهیم و از اشتباهات و خطاهای كوچك آنان بگذریم و به همه شیوه‏ها و اصولی كه منتهی به تعلیم و تربیت صحیح آنان می‏شود، احاطه داشته باشیم فرهنگ دانشگاه‏ها و مراكز غیر حوزه‏ای به صورتی است كه با تجربه و لمس واقعیت‏ها بیشتر عادت كرده است تا فرهنگ نظری و فلسفی، باید با تلفیق این دو فرهنگ و كم كردن فاصله‏ها، حوزه و دانشگاه در هم ذوب شوند تا میدان برای گسترش و بسط معارف اسلام وسیع‏تر گردد . (3)

پی ‏نوشت‏ها:

1 ـ وصیت نامه سیاسی ـ الهی حضرت امام (س) صحیفه نور جلد 21 ص 194 تاریخ تحریر: 26/11/61 تاریخ قرائت: 15/3/ 68

2 ـ بیانات امام خمینی در جمع دانشجویان عضو انجمنهای اسلامی صحیفه نور جلد 12 ص 54 ـ 52 تاریخ: 1/2/ 59

3 ـ پیام امام خمینی به مناسبت آغاز سال تحصیلی صحیفه نور جلد 15 ص 160 161 تاریخ: 31/6/ 60

منبع: كتاب آیین انقلاب اسلامی برگرفته شده از وبلاگ اندیشه های امام خمینی (ره)


مرتبط با : دانشگاه اسلامی
دانشجو و دانشگاه اسلامی در كلام امام خمینی(رض) ( قسمت اول )
نوشته شده توسط در ساعت 04:21 ب.ظ

همه می‏دانیم كه سرنوشت یك كشور و یك ملت و یك نظام، بعد از توده‏های مردم در دست طبقه تحصیلكرده است و هدف بزرگ‏استعمار نو به دست گرفتن مراكز این قشر است.كشور ما در دهه‏های اخیر هر چه صدمه دیده و رنج كشیده است از دست خائنین این قشر بوده است.وابستگی به شرق و غرب توسط غربزدگان و شرقزدگان و به اصطلاح روشنفكران كه از دانشگاه‏ها برخاسته‏اند ولی چهارچوب فكریشان در مدارس ابتدائی و متوسطه درست شده است.به فرهنگ، دین و كشورمان صدمه‏های بیشمار زده‏اند، چرا كه این افراد برای تكمیل وابستگی به شرق و غرب و اخیرا امریكا هر كاری كه توانسته‏اند به نفع آنان انجام دهند دادند.چون درس خوانده بودند با كوله بار غربزدگی و شرق زدگی چون دزدانی كه با چراغ آیند، برای اربابان و كعبه‏های آمال شان گزیده‏تر كالاها را انتخاب كردند. (1)

باید گفت كه دانشگاه‏های ما به دست یك مشت غربزده خود باخته، یا مزدور اداره می‏شد و دانشمندان متعهد در اقلیت بودند و قدرت را از آنان سلب كرده بودند و آن دسته اكثریت غربزده جوانان را عاشق غرب می‏كردند و فوج فوج به خارج می‏فرستادند و در خارج دست استعمار كار خود را می‏كرد و جوانان را در حدی كه مطلوب استعمارگران بود نگه می‏داشتند و با افكار غربی و غیر اسلامی و غیر ملی به كشور باز می‏گرداندند و این فاجعه قرن اخیر برای ممالك اسلامی و اشباه آنها بود و حدیث مفصل را از این مجمل باید خواند. (2)

چه غم‏انگیز و اسفبار است كه دانشگاه‏ها و دبیرستان‏ها به دست كسانی داده می‏شد و عزیزان ما به دست كسانی تعلیم و تربیت می‏دیدند كه جز اقلیت مظلوم محرومی همه از غرب زدگان و شرق زدگان با برنامه و نقشه دیكته شده در دانشگاه‏ها كرسی داشتند و ناچار جوانان عزیز و مظلوم ما در دامن این گرگان وابسته به ابر قدرت‏ها بزرگ شده و به كرسی‏های قانون‏گذاری و حكومت و قضاوت تكیه می‏كردند و بر وفق دستور آنان یعنی رژیم ستمگر پهلوی‏عمل می‏كردند . (3)

شما دانشجویان عزیز خودتان در صدد باشید كه از غربزدگی بیرون بیائید و گمشده خود را پیدا كنید.شرق، فرهنگ اصیل خود را گم كرده است و شما كه می‏خواهید مستقل و آزاد باشید باید مقاومت كنید و باید همه قشرها بنای این را بگذارند كه خودشان باشند.باید كشاورزان در صدد باشند كه روزی خودشان را از زیر زمین بیرون بیاورند و كارخانه‏ها خودكفا باشند تا صنایع كشورمان رشد پیدا كند.همچنین دانشگاه‏ها خودكفا و مستقل باشند تا نیاز به غرب نداشته باشیم.جوانان ما، دانشمندان ما، اساتید دانشگاه‏های ما از غرب نترسند، اراده كنند در مقابل غرب قیام كنند و نترسند. (4)

احتیاج ما پس از این همه عقب ماندگی مصنوعی به صنعت‏های بزرگ كشورهای خارجی حقیقتی است انكار ناپذیر، و این به آن معنی نیست كه ما باید در علوم پیشرفته به یكی از دو قطب‏وابسته شویم.دولت و ارتش باید كوشش كنند كه دانشجویان متعهد را در كشورهایی كه صنایع بزرگ پیشرفته را دارند و استعمار و استثمارگر نیستند، بفرستند و از فرستادن به امریكا و شوروی و كشورهای دیگر كه در مسیر این دو قطب هستند، احتراز كنند، مگر انشاء الله روزی برسد كه این دو قدرت به اشتباه خود پی‏برند و در مسیر انسانیت و انسان دوستی و احترام به حقوق دیگران واقع شوند، یا انشاء الله مستضعفان جهان و ملت‏های بیدار و مسلمانان متعهد آنان را به جای خود نشانند، به امید چنین روزی. (5)

 وبلاگ دانشگاه برتر و آینده ایران - Www.Higher-Uni.MihanBlog.Com

سلام بر شما ملت بزرگ ایران، سلام بر ملت مسلمان جهان، سلام بر دانشگاهیان و دانشجویان معظم كه سربازانی برای اسلامند.و من لازم است كه یك تذكر به شما بدهم كه بدانید مقصود ما از اصلاح دانشگاه‏ها چیست.بعضی گمان كردند كه كسانی كه اصلاح دانشگاه‏ها را می‏خواهد و می‏خواهند دانشگاه‏ها اسلامی باشد این است كه گمان كردند كه ـ این اشخاص توهم كردند كه ـ علوم دو قسم است، هر علمی دو قسم است، علم هندسه یكی اسلامی است، یكی غیر اسلامی، علم فیزیك یكی اسلامی است یكی غیر اسلامی، از این جهت اعتراض كردند به اینكه علم، اسلامی و غیر اسلامی ندارد و بعضی توهم كردند كه اینها كه قائلند به اینكه باید دانشگاه‏ها اسلامی بشود یعنی فقط علم فقه و تفسیر و اصول در آنجا باشد یعنی همان شأنی را كه مدارس قدیمه دارند باید در دانشگاه‏ها هم همان تدریس بشود.اینها اشتباهاتی است كه بعضی می‏كنند یا خودشان را به اشتباه می‏اندازند آنچه كه ما می‏خواهیم بگوئیم این است كه دانشگاه‏های ما، دانشگاه‏های وابسته است، دانشگاه‏های ما دانشگاه‏های استعماری است، دانشگاه‏های ما اشخاصی را كه تربیت می‏كنند تعلیم می‏كنند، اشخاصی هستند كه غربزده هستند، معلمین بسیاریشان غربزده هستند و جوان‏های ما را غربزده بار می‏آورند ما می‏گوئیم كه دانشگاه‏های ما یك دانشگاه‏هائی كه برای ملت ما مفید باشد نیست.ما بیشتر از پنجاه سال است كه دانشگاه‏داریم با بودجه‏های هنگفت كمرشكن كه از دسترنج همین ملت حاصل می‏شود و در این پنجاه سال نتوانستیم در علومی كه در دانشگاه‏ها كسب می‏شود خود كفا باشیم.ما بعد از پنجاه سال اگر بخواهیم یك مریضی را معالجه كنیم، اطباء ما بعضی‏هایشان یا بسیاریشان می‏گویند این باید برود به انگلستان.پنجاه سال دانشگاه داشتیم و طبیبی كه بتواند كفایت از ملت بكند، از احتیاج ملت بكند به حسب اقرار خودشان نداریم.ما دانشگاه داشتیم و داریم و برای تمام شؤونی كه یك ملت زنده لازم دارد احتیاج به غرب داریم.ما كه می‏گوئیم دانشگاه باید از بنیان تغییر بكند و تغییرات بنیادی داشته باشد و اسلامی باشد نه این است كه فقط علوم اسلامی را در آنجا تدریس كنند، نه اینكه علوم دو قسمند هر علمی دو قسم است یكی اسلامی و یكی غیر اسلامی .ما می‏گوئیم كه در این پنجاه سال یا بیشتر كه ما دانشگاه داریم، فراوردهای دانشگاه را برای ما عرضه دارید.ما می‏گوئیم كه دانشگاه‏های ما مانع از ترقی فرزندان این آب و خاك است.ما می‏گوئیم كه دانشگاه ما مبدل شده است به یك میدان جنگ تبلیغاتی.

پی نوشتها:

1 ـ پیام امام خمینی به مناسبت آغاز سال تحصیلی 62 ـ 61 صحیفه نور جلد 17 ص 36 تاریخ : 1/7/ 61

2 ـ پیام امام خمینی به زائران بیت الله الحرام به مناسبت عید سعید قربان صحیفه نور جلد 18 ص 89 تاریخ: 12/6/ 62

3 ـ اساسا دانشگاه دوره پهلوی بر اساس تكنولوژی وابسته و تبعیت از فرهنگ غرب پایه ریزی شده بود دانشگاه محفلی بود برای جولان و نمایش ایدئولوژیهای وارداتی و شستشوی اذهان و مغزهای جوانان در جهت وابستگی بیشتر به غرب ابتكار و نوآوری در دانشگاههای دوره پهلوی كمتر دیده می‏شد و حتی ترغیب و تشویقی هم صورت نمی‏گرفت.به همین جهت در طول سالیان متمادی از عمر دانشگاه در ایران، محصول قابل اعتنا و برجسته در زمینه‏های علمی و تكنولوژی دانشگاه مشاهده نگردید.در دهه آخر عمر رژیم پهلوی، دانشگاهها عملا به سالنهای مد و دوری جستن از فرهنگ و سنن ملی و مذهبی مبدل گشته بودند بطوریكه گروه اقلیتی از دانشجویان و دانشگاهیان متعهد و دلسوز كشور همچون شمع می‏سوختند و گاه در مبارزه با فرهنگ منحط و فاسد حاكم بر كشور و از جمله دانشگاهها تا پای جان ایستادند.در كنار این روند انحرافی، جنبش قدرتمند دانشجویی با مایه‏های ملی ـ مذهبی با مظاهر فرهنگ منحط در ستیز و مبارزه بود.و رشد تفكر دینی در دانشگاه بوسیله روشنفكران متعهد و خصوصا بعد از قیام پانزده خرداد برهبری امام خمینی، تحولات چشمگیر در روند مبارزات ملت ایران پدید آورده بود.در دهه پنجاه، با نزدیك شدن دو قشر روحانیت و دانشگاهی به یكدیگر كه از آرزوها و اصول دیدگاههای حضرت امام بود، سرانجام رژیم پهلوی بزانو در آمد و پس از آن دانشگاههای ما با حفظ استقلال در مسیر نوسازی و تحولات كشور گام های مؤثر و سازنده‏ای برداشته و نقش اصلی و تاریخی خود را باز یافتند .

4 ـ وصیت نامه سیاسی ـ الهی حضرت امام (س) صحیفه نور جلد 21 ص 192 تاریخ تحریر: 26/11/61 تاریخ قرائت: 15/3/ 68

5 ـ بیانات امام خمینی در جمع گروه های مختلف مردم صحیفه نور جلد 11 ص 186 تاریخ: 13/10/ 58

منبع: كتاب آیین انقلاب اسلامی برگرفته شده از وبلاگ اندیشه های امام خمینی (ره)


مرتبط با : دانشگاه اسلامی
نخستین جشنواره وبلاگ نویسی افق آینده
نوشته شده توسط در ساعت 11:54 ب.ظ

نخستین جشنواره بزرگ وبلاگ نویسی "افق آینده" با مشارکت اداره کل اوقاف وامورخیریه استان تهران با هدف شناسایی و معرفی وبلاگ نویسان‌برتر و حمایت از ایده‌ها و استعداد‌های خلّاق و تأثیرگذار در فضای مجازی پیرامون وقف برگزار می‌شود.

به گزارش روابط عمومی و امور بین‌الملل سازمان اوقاف، به نقل از اوقاف استان تهران این جشنواره در سه محور اصلی وقف وآینده ایران، جوان وآینده ایران و دانشگاه و آینده ایران برگزار می‌شود که هر محور اصلی دارای موضوعات متعددی همچون زیارت ونیایش در جوار اماکن متبرکه، وقف و حمایت از تولید ملی، وقف و تبلیغات مدرن دین، وقف و محیط زیست، وقف و تهاجم فرهنگی وقف و جهاد علمی، وقف و علوم جدید، وقف و اقتصاد اسلامی، رسالت جوانان ایرانی در عصر حاضر، نقش جوانان در فردای ظهور، جوانان ایرانی و افق علمی آینده، تهاجم فرهنگی و جوان ایرانی، رمضان و بیداری دل‌ها کارآفرینی و اشتغال جوانان، مهاجرت جوانان، امر به معروف و نهی از منکراست.
این گزارش می‌افزاید: قالب موضوعی جهت شرکت در این جشنواره شامل عکس، داستان، مصاحبه، شعر، مقاله، خاطره وکلیپ می‌باشد که شرکت کنندگان در این رشته‌ها می‌توانند آثار خود را ارسال نمایند.
گفتنی است علاقمندان می‌توانند جهت ثبت نام وشرکت در اولین جشنواره وبلاگ‌نویسی به پایگاهwww.ifblog.Ir مراجعه نمایند.

لازم بذکر است جوایز نخستین جشنواره بزرگ وبلاگ نویسی "افق آینده" شامل لپ تاپ، تبلت، کمک هزینه سفرهای زیارتی، سکه بهار آزادی، دوربین دیجیتالی و ده‌ها جایزه نقدی و اقلام فرهنگی می‌باشد.
علاوه بر هدایای فوق، به نفرات اول تا پنجم جشنواره، تندیس "افق آینده" و به تمامی وبلاگ‌های برگزیده داوری، لوح سپاس تقدیم خواهد شد.


الگوی پیشرفت در عصر مدیریت علوی
نوشته شده توسط در ساعت 11:09 ب.ظ

مدیریت علوى، از ریشه و بنیان براى ایجاد اصلاحات و پیشرفت در جامعۀ اسلامى پدید آمد و از این رو، به پیشرفت و اصلاحات همه جانبه، به ویژه در بُعد اقتصادى، مى اندیشید و آن را سرلوحۀ اهداف و برنامه هاى تنظیمى خود قرار داد. اهمّ برنامه هاى اصلاحى مدیریت علوى را که می توان الگوی مناسبی برای پیشرفت جامعۀ اسلامی در نظر گرفت، مى توان در هفت اقدام اصلى و بنیادین، به عنوان سرفصل کلى برنامه ها، ارائه نمود. برنامه هاى مورد نظر عبارت بودند از:

۱ـ رفع تبعیض در تقسیم بیت المال؛

۲ـ برگرداندن دارایى هاى عمومى تاراج رفته؛

۳ـ جلوگیرى از پیدایش ثروت هاى انبوه نامشروع در دولت جدید؛

۴ـ تأمین حقوق شهروندان و در امان بودن غیر مؤمنان و تأمین حیات مادى ایشان؛

۵ـ تأمین امنیت و استیفاى حقوق مردم به ویژه مظلومان؛

۶ـ تأمین اجتماعى محرومان و از کار افتادگان؛

۷ـ تلاش در راه عمران و آبادانى زمین.

از این هفت برنامه، بخشی، جنبۀ سلبى داشت که موانع راه را براى فقرزدایى و توسعۀ رفاه عمومى هموار می کرد و بخشی دیگر داراى جنبۀ اثباتى بود که براى رفع محرومیت و از میان برداشتن شکاف عمیق طبقاتى به اجرا گذاشته شد.

امام على(ع) در خطبۀ چهلم که بعد از جنگ صفین و خطاب به خوارج ایراد شده، به مباحث مهمى دربارۀ حکومت و ضرورت آن و از جمله هفت وظیفۀ حاکم عادل الهى اشاره مى کند، که به سهولت مى توان پیشرفت اسلامی را در این هفت تکلیف ملاحظه کرد. ایشان نخست از مغالطۀ خوارج، با شعار «لا حکم الا لله» پرده بر مى دارد و مى فرماید: «سخن حقى که معنى باطلى از آن اراده شده  است».

وبلاگ دانشگاه برتر و آینده ایران - Www.Higher-Uni.MihanBlog.Com

سپس به ضرورت تشکیل حکومت می پردازد و براى اثبات این مدعا چند دلیل روشن را در عباراتى کوتاه و پرمعنا بیان مى فرماید. به بیان امام(ع)، مردم نیازمند امیرى هستند؛ نیکوکار یا بدکار، و اگر توفیق پیروى از حاکم نیکوکارى نصیب شان نشود، وجود امیر فاجر از نبود حکومت بهتر است. سپس به فواید و برکات حکومت اشاره مى کند، که بعضى جنبۀ معنوى دارد و بعضى جنبۀ مادى.

نخست: در سایۀ حکومت او، مؤمن به کار خویش ادامه مى دهد؛ یعنى راه خود را به سوى «قرب الى الله» مى پیماید. (یَعملُ فى إِمَرتِهِ المؤمن)

دوم: کافر نیز در حکومت او از مواهب مادى بهره مند مى شود و به زندگى دنیوى خود ادامه مى دهد. (و یستمتع فیها الکافر)

سوم: خداوند به مردم فرصت مى دهد در دوران حکومت او زندگى طبیعى خود را تا پایان ـ در سلامت نسبى ـ طى کنند. (و یُبَلِّغُ اللهُ فیها الاجَلَ)

چهارم: به وسیلۀ او اموال بیت المال جمع آورى مى گردد، تا هزینه هاى دفاعى و عمرانى و انتظامى فراهم شود. (و یُجْمَعُ به الفیءُ)

پنجم: به کمک او با دشمنان مبارزه مى شود. (و یقاتلُ به العدوُّ)

ششم: به وسیلۀ او جاده ها امن مى گردد. (و تأمَنُ بِهُ السُّبُلُ)

هفتم: حق ضعیفان به کمک او از زورمندان گرفته مى شود. (و یُؤْخَذُ به للضعیف من القوىِّ)

در سایۀ انجام این وظایف هفت گانه توسط حکومت، نیکوکاران در رفاه و از دست بدکاران در امان مى باشند. (حتى یستریحَ بَرٌّ و یُسْتراحَ من فاجِرٍ) (نهج البلاغه، نامۀ ۵۳، بند ۱، ۹۹۱)

امام در جای دیگر در عهدنامۀ مالک، تأکید بسیارى بر اهتمام حکومت به پیشرفت در عرصۀ تولید و عمران کرده و مى فرماید:

«اى مالک! به عمران زمین بیشتر بیندیش تا به خراج. باید بدانى خراج جز به عمران حاصل  نمى شود و هر که بى عمران، به خراج کمر بندد، بلاد را ویران مى کند و مردم را به نابودى مى کشاند و خود دیرى نمى پاید که از پاى در مى آید». (همان، نامۀ ۵۳، بند ۴۷، ۱۰۱۳)

با بیانات بالا مشخص می شود که پیشرفت در مدیریت علوی هدف نبود، بلکه وسیله اى براى رسیدن به آرمان هاى معنوى بود. امام براى حکومت شأن واقعى قائل نبود، اما بنا به حق شرعى خویش و اشتیاق و نیاز فوق العادۀ مردم به حکومت ایشان، این امر را به عنوان وظیفۀ الهى پذیرفت و با پایدارى از آن دفاع مى کند: «…لو لا حضور الحاضر و قیام الحُجّة بوجود الناصر … لاَلقیتُ حَبْلها على غاربها و لَسقیتُ آخرها بکاس اَوّله؛ اگر وضع موجود و حجت اینکه یارانى هستند، وجود نداشت… مهار خلافت را بر پشت آن افکنده و رهایش مى ساختم، و پایانش را چون آغازش مى انگاشتم». (همان، خطبۀ ۳، ۵۰)

منبع: سایت بنیاد پژوهش های الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت




( تعداد کل صفحات: 8 )

[ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ] [ ... ]