تبلیغات
دانشگاه برتر و آینده ایران - بایدها و نبایدهای تحـول در علوم انسانی از منـظـر امام خامنه ای (مدظله العالی)

.

.
بایدها و نبایدهای تحـول در علوم انسانی از منـظـر امام خامنه ای (مدظله العالی)
نوشته شده توسط در ساعت 10:05 ق.ظ

توسعه علوم و فناوری در بستر فرهنگی مناسب امكان پذیر است و این به نوبه خود نیازمند توسعه علوم انسانی در جامعه می‌باشد. علیرغم اهمیت علوم انسانی در احیای فرهنگ دینی- ملی و توسعه علوم و فناوری، این علوم در دانشگاه‌های ما آن گونه كه لازم است، مورد توجه قرار نگرفته و از جایگاه، شایسته ای برخوردار نیست. در حالی‌كه دنیای غرب، پیوسته در مقام تجدید نظر در نظریه‌های موجود در علوم انسانی، بررسی نتایج آنها و ایجاد تعامل بین علوم انسانی و علوم تجربی بوده است، ما كمتر به ابعاد عملی این علوم توجه كرده‌ایم و در بعد نظری، تنها به تدریس متون غربی اكتفا نموده و حداكثر، حاشیه‌هایی برآنها زده ایم. رهبر حکیم و فرزانه انقلاب، به عنوان پرچم‌دار نهضت تحول در علوم انسانی، در مناسبت‌های متعدد و در جمع استادان، دانشجویان و مسئولان آموزش عالی کشور، رهنمودهای امید بخش و دقیقی ارایه فرموده‌اند. با توجه به جامعیت علمی و اصالت نظرات رهبر فرزانه انقلاب اسلامی و تأكیدات معظم له بر تبیین رسالت‌ها و راهبردها در این زمینه، تلاش شده است بایدها و نبایدهای حرکت مؤثر در مسیر تحول در علوم انسانی با تكیه بر دیدگاه معظم رهبری مورد مطالعه و بررسی قرار گیرد.

تراز مبادلات علمی باید مثبت باشد

ما باید خیلى پیش برویم؛ از راههاى میان‌بر استفاده کنیم؛ از شتابِ فراوان بهره ببریم؛ ما باید در همه‌ى علوم تولید داشته باشیم رابطه‌ى بین کشورها در زمینه‌ى علم باید رابطه‌ى صادرات و واردات باشد؛ یعنى در آن تعادل و توازن وجود داشته باشد. همچنانى‌که در باب مسائل اقتصادى و بازرگانى، اگر کشورى وارداتش بیشتر از صادراتش شد، ترازش منفى میشود و احساس غبن میکند، در زمینه‌ى علم هم باید همین جور باشد. علم را وارد کنید، عیبى ندارد؛ اما حداقل به همان اندازه که وارد میکنید – یا بیشتر – صادر کنید. باید جریان دو طرفه باشد. والّا اگر شما دائماً ریزه‌خوار خوان علم دیگران باشید، این پیشرفت نیست. علم را بگیرید، طلب کنید، از دیگران فرابگیرید؛ اما شما هم تولید کنید و به دیگران بدهید. مواظب باشید تراز بازرگانى شما در این جا هم منفى نباشد. متأسفانه در این یکى دو قرن شکوفائى علم در دنیا، تراز ما تراز منفى بوده. از اول انقلاب کارهاى خوبى شده؛ اما این کارها بایستى با سرعت و شدت هرچه بیشتر ادامه پیدا کند. (بیانات در دیدار استادان و دانشجویان استان کردستان ۲۷/۲/۱۳۸۸)
نباید صرفاً مقلد علوم باشید
بنشینید فکر کنید؛ نظریه‌پردازى کنید؛ از موجودى این دانشها در دنیا استفاده کنیم؛ بر آن چیزى بیفزاییم و نقاط غلط آن را برملا کنیم. این از جمله‌ى کارهایى است که جزو الزامات حتمى پیشرفت است. (بیانات در دیدار استادان و دانشجویان کردستان ۲۷/۲/۱۳۸۸)
بیراهه‌های مسیر پیشرفت را بشناسید
از بیراهه‌ها باید ترسید. گاهى اوقات یک چیزها و راه‌هایى را براى پیشرفت پیشنهاد میکنند که بیراهه است. یک نمونه‌اش را گفتم؛ مثل پیشرفتهاى دوره‌ى پهلوى که حقیقتاً بعضى‌اش توقف و بعضى‌اش پسرفت و سقوط بود. آن یک الگو بود که واقعاً بیراهه بود؛ به ظواهر دل‌خوش کردن، غربى‌ها را معیار و ملاک قرار دادن و دنبال آنها حرکت کردن که نتیجه‌اش همین می‌شود که در آن پنجاه، شصت سالِ شوم و سیاه در دوران پهلوى مشاهده شد. (بیانات در دیدار دانشجویان ۷/۷/۱۳۸۷)
چشم بسته و تقلیدی کار نکنید
آنچه که اساتید ما براى پیشرفت علم، وجهه‌ى همت خودشان باید قرار بدهند، اولاً «شجاعت علمى» در همه‏ى بخش‌هاست؛ هم در بخش‌هاى علوم انسانى، هم در بخش‌هاى علوم تجربى، هم در بخش‌هاى نزدیک به عمل و فناورى، و هم در بخش‌هاى علوم پایه. نظریه را دنبال کنند، تولید کنند، خلق کنند، ابداع کنند، نقد کنند؛ چشم‌بسته و تقلیدى نباید کار را دنبال کرد. مشکل ما در گذشته همیشه این بوده که در زمینه‌هاى مختلف – در همه‏ى زمینه‌هاى علمى – چشم‌بسته وتقلیدى نگاه کردیم که ببینیم غربی‌ها چه می‌گویند.(بیانات در دیدار استادان و اعضای هیأت علمی دانشگاه‌ها 13/7/۱۳۸5)
دانشگاه‌ها متراکم تر کار کنند
در عرصه‌ى علم و تحقیق در درجه‌ى اول، دانشگاه‌ها و مراکز تحقیقاتى در همه‌ى زمینه‌ها، علوم تجربى، علوم انسانى در همه‌ى بخش‌هایى که براى کشور مورد نیاز است، بایستى همت‌شان را در تحقیق و علم افزایش بدهند؛ مراحل دورترى را در مقابل چشم‌شان و مد نظرشان قرار بدهند؛ کار را باید متراکم‌تر کنند. (بیانات در اجتماع زائران و مجاوران حرم مطهر رضوی ۱/۱/۱۳۸۹)

وبلاگ دانشگاه برتر و آینده ایران - Www.Higher-Uni.MihanBlog.Com


در فراگیری علم دچار بت پرستی نشوید
مواظب باشید دچار آن بت‏پرستى نشوید؛ آن كسى كه در فلسفه، اقتصاد، علوم ارتباطات و سیاست، همان حرفى كه از دهن یك متفكر غربى درآمده، آن را حجت مى‏داند؛ ] در حالی که[ گاهى اوقات آن حرف در خود غرب هم نسخ شده! از این نمونه‌‏ها ما زیاد هم داریم. یك مطلبى را چهل، پنجاه سال پیش، یك فیلسوف اجتماعى یا سیاسى در غرب گفته و بعد آمدند ده تا نقد بر آن نوشته‌اند؛ این آقا تازه به حرف آن پنجاه سال قبل دست یافته و به عنوان حرف نو، به داخل كشور مى‏آورد و با بَه‌بَه و چَه‌چَه آن را به خوردِ دانشجو و شاگرد و محیط خودش مى‏دهد.
مرزرتلفیق بین علوم انسانى غربى
و علوم انسانى اسلامى
تلفیق بین علوم انسانى غربى و علوم انسانى اسلامى، اگر به معناى مجذوب شدن، دل‌باخته شدن، مغلوب شدن و جوّ زده شدن در مقابل آن علوم نباشد، قبول داریم و اشكال ندارد. ببینید در علوم انسانى، تفكر ایمانى و میراث عظیم و عمیق شما، به شما چه می‌گوید. (بیانات در دیدار استادان و دانشجویان دانشگاه امام صادق(ع) 29/10/۱۳۸4)
قدرت سوال و خدشه کردن داشته باشید
«آن چیزى كه در فضاى علمى ما مشاهده مى‏شود - كه به نظر من یكى از عیوب بزرگ محسوب می‌گردد - این است كه دهها سال است كه ما متون فرنگى و خارجى را تكرار می‌كنیم، می‌خوانیم، حفظ می‌کنیم و بر اساس آنها تعلیم و تعلّم می‌كنیم؛ اما در خودمان قدرت سؤال و ایجاد خدشه نمی‌یابیم! باید متون علمى را خواند و دانش را از هركسى فرا گرفت؛ اما علم باید در روند تعالى خود، با روح‌هاى قوى و استوار و كارآمدى كه جرأت پیشبرد علم را داشته باشند، همراه شود تا بتواند پیش برود. انقلاب‌هاى علمى در دنیا این‏گونه به‏وجود آمده است.
جرات نوآوری و خودآگاهی جمعی
ایجاد کنید
اگر بخواهید از لحاظ علمى پیش بروید، باید جرأت نوآورى داشته باشید. استاد و دانشجو باید از قید و زنجیره جزمی‌گرىِ تعریف‌هاى علمىِ القاء شده و دائمى دانستن آنها خلاص شوند. من درباره تعبّد علمى و تسلیم جزمی‌گرىِ علمى در علوم مختلف شدن، این اشاره را كردم. به طور علمى معتقدم كه یك خود آگاهى جمعى باید در همه محیط‌هاى علمى نسبت به فرهنگ وارداتى و تحكّم‏آمیز و زورگویانه غربى به‏وجود آید» (بیانات در جمع دانشجویان و اساتید دانشگاه صنعتى امیر كبیر – 9/12/1379)
شاگردى فقط تا وقتی که استاد شویم
هیچ ایرادى ندارد كه ما از روان‌شناسى و جامعه‌شناسى و فلسفه و علوم ارتباطات و همه‌ى رشته‌هاى علوم انسانى كه غرب ایجاد و تولید كرده یا گسترش داده، استفاده كنیم. من بارها گفته‌ام كه ما از یادگیرى به هیچ وجه احساس سرشكستگى نمی‌كنیم. لازم است یاد بگیریم، از غرب یاد بگیریم، از شرق یاد بگیریم - «اطلبوا العلم ولو بالصّین» - خب، این كه روشن است. ما از این احساس سرشكستگى می‌كنیم كه این یادگیرى به دانایى و آگاهى و قدرت تفكر خود ما منتهى نشود. همیشه كه نم‌یشود شاگرد بود؛ شاگردى می‌كنیم تا استاد شویم. غربى‌ها این را نمی‌خواهند؛ سیاست استعمارى غرب از قدیم همین بوده؛ می‌خواهند در دنیا یك تبعیضى، یك دو هویتى‌اى، یك دو درجه‌اى در مسائل علمى وجود داشته باشد. (بیانات در دیدار دانشجویان 19/5/۱۳90)
علت غربت علوم انسانی در ایران
علت غربت علوم انسانی در دانشگاه‌های ما این است که آن وقتی که عـلـوم انسانی وارد کشور شد، مجموعه‌های فکری و علمی معتقد به اسلام، با این علوم به شکل ”علم” آشنایی نداشتند؛ البته غیر از فلسفه و تاریخ و ادبیات و این چیزهایی که بومی کشور ما بود. رشته‌های متعددی از علوم انسانی مثل جامعه شناسی،‌ روان‌شناسی و بسیاری از رشته های دیگر آن، پدیده‌های جدیدی برای کشور ما بود. کسانی هم که متصدی و مباشر این کارها بودند، غالبا کسانی نبودند که اعتقاد به مبانی اسلامی داشته باشند. حقیقتا غربی‌ها روی این مسائل کار کرده بودند؛ کارهای مدون و علمی و سروته‌دار ارائه کردند و اینها هم روی آن سهل‌گرایی و آسان‌پذیری، همت و تلاش نکردند تا این علوم را بر پایه مبانی بومی - حالا اسلامی اگر نبود، لااقل بر مبنای تفکرات و فرهنگ ایرانی- بنا کنند. با سهل‌گرایی علوم انسانی را گرفتند و ترجمه کردند، که تا امروز ادامه پیدا کرده». (بیانات در دیدار اعضای شورای بررسی متون و کتب علوم انسانی 2/11/1385)

منبع: سایت فصلنامه تحول در علوم انسانی